خلاصه قسمت بیست و هشتم سرزمین بادها | فروشگاه احمد شاپ


بخش نرم افزار
بخش بازی
کسب درآمد قانونی نیاز جهان
برچسب های فروشگاه احمد شاپ
AhmadShop اخرین قسمت سریال امپراطور دریا امپراطور دریا قسمت 1 امپراطور دریا قسمت آخر تصویر و عکس خلاصه امپراطور بادها خلاصه امپراطور دریا خلاصه داستان پیرمرد و دریا خلاصه رمان دریا خلاصه سریال امپراطور بادها خلاصه سریال امپراطور دریا خلاصه سریال سرزمین بادها خلاصه سریال نقاش بادها خلاصه قسمت 25 سرزمین بادها خلاصه قسمت 28 سرزمین بادها خلاصه قسمت 51 امپراطور دریا خلاصه قسمت آخر سرزمین بادها خلاصه قسمت آخر سریال حریم سلطان خلاصه قسمت آخر سریال دیلا خانم خلاصه قسمت آخر سریال رازهای پنهان خلاصه قسمت آخر سریال روزگار تلخ خلاصه قسمت آخر سریال شمیم عشق خلاصه قسمت آخر سریال صحرا خلاصه قسمت آخر سریال عشق و جزا خلاصه قسمت آخر سریال عفت خلاصه قسمت آخر سریال مرحمت خلاصه قسمت آخر شمیم عشق خلاصه قسمت آخر عشق و جزا خلاصه قسمت آخر عمر گل لاله خلاصه قسمت اخر امپراطور بادها خلاصه قسمت اخر امپراطور دریا خلاصه قسمت اخر حریم سلطان خلاصه قسمت اول امپراطور بادها خلاصه قسمت اول امپراطور دریا خلاصه قسمت های امپراطور دریا خلاصه قسمت های سریال کوزی گونی خلاصه کتاب پیرمرد و دریا دانلود دزدان دریایی قسمت دوم دانلود قسمت اخر امپراطور بادها دانلود قسمت اخر امپراطور دریا سرزمین بادها قسمت آخر قسمت آخر امپراطور بادها قسمت آخر امپراطور دریا قسمت آخر سریال سرزمین بادها قسمت اول امپراطور دریا
جستجوی کالا در احمد شاپ
جستجوی کالا در گوگل
بنر نیاز جهان
کاربرحاضر
1 کاربر در حال خواندن این صفحه.
Users: 1 مهمان


خلاصه قسمت بیست و هشتم(۲۸)سرزمین بادهاReviewed by نیاز جهان Www.NiazeJahan.Net on Nov 11Rating: 5.0خلاصه قسمت بیست و هشتم(۲۸)سرزمین بادهاتو قسمت قبل دیدید که باگیوک پایتخت رو تصرف کرد و موهیول شکست خورد و گفتنمی تونم....
خلاصه قسمت بیست و هشتم(۲۸)سرزمین بادها

خلاصه قسمت بیست و هشتم(۲۸)سرزمین بادها

تو قسمت قبل دیدید که باگیوک پایتخت رو تصرف کرد و موهیول شکست خورد و گفتنمی تونم با این شکست بد به جولبون برم و هائه اپ گفت شما امید شاه یوری ومردم هستید و باید با جمع کردن قوا دوباره برگردید و پایتخت رو پس بگیریدو اکنون ادامه ی ماجرا ….


تو قسمت قبل دیدید که باگیوک پایتخت رو تصرفکرد و موهیول شکست خورد و گفت نمی تونم با این شکست بد به جولبون برم وهائه اپ گفت شما امید شاه یوری و مردم هستید و باید با جمع کردن قوادوباره برگردید و پایتخت رو پس بگیرید و اکنون ادامه ی ماجرا

برادرملکه براش خبر میاره که کل پایتخت رو گشته اما یوجین رو پیدا نکرده و بهملکه میگه تو برو پیش باگیوک و من هر طور شده یوجین رو پیدا می کنم و پیشتو میارم

ملکه پیش باگیوک میره و بهش میگه قولت رو که یادت نرفته وباید یوجین رو شاه کنی و باگیوک هم میگه بدم یوجین؟و میگه حالا این یوجینکجاست

مشاور باگیوک میگه یوجین تو قصر نیست و پیش موهیوله و اونباعث شد یوری نجات پیدا کنه و الان هم به شدت زخمیه و باگیوک میگه فکرشمنمی کردی که اینطوری بمیره که ملکه میگه خفه شو و باگیوک میگه انگار نمیدونی که چقدر دارم جلوی خودم رو میگیرم که نکشمتون و میگه گورتون رو گمکنید

ملکه حالا که فهمیده چه غلطی کرده گریه اش میگیره و به برادرشمیگه باید برم جولبون و یوجین رو ببینم که برادرش میگه سر به سر باگیوکنگذار که ملکه میگه من بدون یوجین می میرم

موهیول به جولبون بر می گرده و حال یوجین رو می پرسه که مشاور یوری میگه حالش خیلی بده

موهیولبه دیدن یوری و یوجین میره و با شرمساری به یوری نگاه میکنه و بعد بهیوجین که رو تخت خوابیده نگاه میکنه و یون هم با غصه به موهیول نگاه میکنه

یوریتو حیاط ایستاده که موهیول میاد و یوری بهش میگه دیگه تحمل مرگ یکی دیگهاز پسرهام رو ندارم و موهیول میگه خوب میشه و یوری میگه خنگ بودم کهنفهمیدم این باگیوک چقدر حرص داره و موهیول میگه همش تقصیر من بود کهپیشنهاد جنگ رو دادم

یوری به موهیول میگه دیگه همه چی رو تقصیرخودت ننداز و حتی الان که همه چی رو باختم و تو جولبونم هنوز بهت اعتماددارم و میگه تو دوبار تا حالا جونم رو نجات دادی پس تو نحس نیستی

مارو یون رو پیش موهیول میاره و موهیول به یون میگه هر طور شده باید یوجین رو نجات بدی وگرنه حال پدرم بدتر میشه

اینم تو این اوضاع به فکر عشق و عاشقیه و به خدمتکارش میگه اگه اون پیشم نمی اد من پیشش میرم و رهسپار جولبون میشه

یونداره دارو برای یوجین درست میکنه و موهیول هم دستای یون رو میگره که یهویی جی سر میرسه و از دور می بینه که موهیول داره با یون عشقبازی می کنه وجلو می ره و به موهیول میگه طوریت نشده که موهیول هم می پرسه تو طوریتنشده؟

مشاور باگیوک براش خبر میاره که تسو داره وارد پایتخت میشه وبعد تسو وارد قصر میشه و به باگیوک و بقیه میگه بالاخره از شر اون همهمصیبت راحت شدم

تسو به دوجین افرین میگه و دوجین میگه موهیول ویوری هنوز زنده هستند که تسو میگه بهتره قبل از کشته شدن کمی زجر بکشند وباگیوک هم میگه خودم سرشونو براتون میارم

تسو به باگیوک میگه کی رومی خوای شاه کنی که باگیوک میگه باید کسی باشه که مردم قبولش داشته باشن وتسو میگه اگه بویو تو کارا دخالت کنه مشکلی نیست که باگیوک میگه نه و ماالان با بویو یکی شدیم

دوجین به تسو میگه می خوای با باگیوک چیکارکنی که تسو میگه تا کنترل همه چی دستمون بیفته کمکش کن و بعد از کنترلاوضاع سرش رو زیر اب کن

تسو به دوجین میگه اختیار یون دست تو هست و این یعنی که می خوام تو وارث سلطنتم باشی و به دوجین میگه اون روز زیاد هم دور نیست

مشاور باگیوک بهش میگه می خوای این کشور رو دو دستی به تسو بدی؟ که باگیوک میگه فکرامو کردم و نقشه ها دارم و نگران نباش

سریوبه یوری میگه ملکه و برادرش به باگیوک گفتن که می خوای سانگا رو بگیری وحتما به خاطر شاه شدن یوجین این کار رو کرده و یوری میگه شاهی که نتونهاعتماد حتی زنش رو بدست بیاره شاه نیست و خودش رو سرزنش میکنه

هائهاپ برای موهیول خبر میاره که تسو تو گوگوریو هست و به زودی به اینجا لشکرکشی میکنه که موهیول میگه به لردهای قلعه ها خبر بدهید و میگه اگه اونابفهمند باگیوک با تسو دست به یکی کرده باهاش مخالفت می کنند و میگه حضورتسو تو پایتخت اخرین شانسمون است

یونهوا به هزار زحمت که شده بالای سر یوجین میاد و یوجین به هوش میاد و دست یونهوا رو میگره و میگه خیلی نگرانت بودم

هائهاپ به یوری میگه یوجین به هوش اومده و یوری بالای سرش میره و یوجین میگهباید یه چیزی بهتون بگم و به پدرش میگم ئمادرم فقط به خاطر پسر بی عرضشاین کار رو کرد و به موهیول میگه مادرم رو نجات بده

یوجین برا پدرشدرد دل میکنه و در اخین لحظات به یوری میگه منو ببخش و از دنیا میره و هرکی بالا سرش است شروع به گریه کردن میکنه و فریاد و گریه یوری ……….

موهیول یک گوشه حیاط وایساده و داره به خاطرات گذشتش با یوجین فکر میکنه و همین طور اشک میریزه و وجودش بیشتر پر از نفرت میشه

ماهوانگرو پیش باگیوک می برند و باگیوک بهش میگه حقوق تجاریت رو می خوام کهماهوانگ میگه منو بکشید ولی حقوق تجاری رو ازم نگیرید که مشاورش میگه بایدبری جولبون و جاسوسی موهیول رو برامون کنی اگه می خوای زنده بمونی

قسمت بیست و هشتم – بخش دوم
ماهوانگرو پیش باگیوک می برند و باگیوک بهش میگه حقوق تجاریت رو می خوام کهماهوانگ میگه منو بکشید ولی حقوق تجاری رو ازم نگیرید که مشاورش میگه بایدبری جولبون و جاسوسی موهیول رو برامون کنی اگه می خوای زنده بمونی

برادرملکه به مشاور باگیوک میگه منو و خواهرم رو بفرست جولبون که مشاوره میگهدیگه فایده ای نداره و جاسوسامون خبر دادن یوجین مُرده

برادر ملکه میاد و با لکنت میگه یوجین مُرده که ملکه اشکش جاری میشه و لبهاش شروع به لرزیدن میکنه و غش میکنه

موهیول میاد و به سربازاش سر میزنه که هائه اپ میگه فقط800تا نیروی حسابی داریم و مارو میاد و به موهیول میگه باید جایی بریم

موهیولبه بیرون قصر میره و میبینه مردم جمع شدند و مارو میگه می خوان به خاطرخیانت باگیوک به ما کمک کنند و موهیول یه خطابه براشون می خونه و میگه باکمک و غیرت شما پایتخت رو از باگیوک خائن پس می گیریم

گویو داره بهمردم اموزش میده و به همشون نیزه میده و میگه این برای شما مبتدیها خیلیخوبه ولی عیبهایی هم داره که خودتون باید اونو پیدا کنید

ماهوانگبه جولبون میاد و خدمتکارش میگه باگیوک همه ی دار و ندارمون رو ازمونگرفته و موهیول میگه من به مهارت کسی مثل تو برای اداره مردم نیاز دارم ومیگه اگه چیزی خواستی بگو

یوری بد جور داره نوشیدنی می خوره و بهسریو میگه دیشب خواب پسرهام رو دیدم و میگه هر سه تاشون چلوی چشمم جوندادند ولی من هنوز زنده ام و نفس میکشم و میگه قلبم پاره پاره شده و دارمدق می کنم

باگیوک به دیدن تسو میره و تسو بهش میگه خیلی وقته کهچشمم دنبال شمشیر جومونگه و به باگیوک میگه قبل از اینکه به بویو برگردمدوست دارم اون شمشیر تو دستهام باشه

خدمتکار ماهوانگ میگه مردم کمکم دارند علیه باگیوک جمع میشن و به ماهوانگ میگه دوباره می خوای برایباگیوک جاسوسی کنی؟ که ماهوانگ میگه دیگه چیکار می تونم بکنم که خدمتکارشمیگه برو برای موهیول اعتراف کن

مشاور باگیوک میگه اگه شمشیر جومونگ رو می خواد بهش بده که باگیوک میگه فقط یوری می دونه اون شمشیر کجاست

گویو میگه دو ماه دیگه مواد غذایی داریم که جومونگ میگه باید راهی پیدا کنیم که مردم بیشتری بهمون ملحق بشن

ماهوانگ اخرش پیش موهیول میاد و اعتراف میکنه که باگیوک اونو فرستاده و موهیول میگه از کاری که امروز کردی پشیمون نمیشی

یهجاسوس از طرف باگیوک میاد و یه نامه بهش میده و میگه یادت نره که مامواظبت هستیم و به خدمتکارش میگه بهمون شک نکرد که خدمتکارش میگه نه وقیافه ات شبیه مادر مُرده هایی است که به شاهش خیانت کرده

ماهوانگ مستقیم میاد و دو دستی نامه رو تحویل موهیول میده و ازش می پرسه چرا تسو به این شمشیر اینقدر علاقه داره

موهیول یاد زمانی می افته که داخل غار شده بود و شمشیر رو برداشته بود

هائهاپ میگه اون دفعه هامیونگ شمشیر رو به پایتخت و برای یوری اورد و اون تنهامیدونه شمشیر کجاست و موهیول هم یه نامه به ماهوانگ میده تا به جاسوسباگیوک بده

موهیول به مارو میگه جنگجوهای ماهر رو ببر برای محافظت از مقبره و ماهوانگ میگه فکر نکنم باگیوک شک کنه

موهیولبه دیدن یون میاد و تا می بیندش میگه شبیه ارواح شدی که یون میگه حالمخوبه و موهیول میگه جاسوس باگیوک اینجاست و ممکنه بخواد به تو صدمه بزن پسمواظب باش که دوباره این یی جی این دو تا رو با هم میبینه و به خدمتکارشمیگه یون رو پیش من بیار

یون به یی جی میگه چیزی شده که یی جی میگهحالم کمی بده و یون نبضش رو میگره و بهش میگه به خاطر اضطرابه و چیزیتنیست و میگه یه جوشنده برات درست می کنم

باگیوک به تسو میگه شمشیر تو مقبره تو جولبون است و تسو به دوجین میگه سایه های سیاه رو بردار و به جولبون برو

تسوبرای دوجین میگه که هر کی این شمشیر تو دستش باشه اختیار سرزمین های شمالیهم تو دستش خواهد بود و دلم می خواد برای اخرین بار صدای پیروزی برسرزمینهای شمالی رو بشنوم

مشاور باگیوک براش خبر میاره که دوجین باتعدادی از سایه های سیاه به جولبون رفته و باگیوک میگه باید بفهمم چرا تسوبه این شمشیر اینقدر علاقه داره

یون داره بیرون از قصر با خدمتکارشقدم میزنه که دو نفر اونو میگیرند و پیش یی جی می برند و یی جی یه چک بهیون می زنه و میگه فکر کردی تو روت می خندم تو دلم هم باهات خوبم و میگهتلافی همه ی اشکهایی رو که ریختم سرت در میارم و به افرادش میگه ببرینش

توراه جولبون موهیول برای دوجین تله میگذاره و شروع به جنگیدن می کنند و ایناولین مبارزه موهیول با دوجینه و هر دو یه ضربه به هم می زنند و قسمت بیستو هشتم همین جا تموم میشه

_________________
فروشگاه هاي زنجيره اي ايران سيستم روبوتيک – احمد شاپ – احمد هاست – المعين
Www.AhmadShop.ir
Www.Niazejahan.Net

عضویت در خبرنامه


از این محصول 5,642 بازدید شده است.
این محصول در تاریــخ ۱۳۸۹/۸/۲۰ به فــروشگاه اضافــه شده است.
دسته بندی : سرزمین بادها

نــــــام
ایـمیـل
سایـت


برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

امروز : یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ | Today : Sunday 27 May 2018
فروشگاه نیاز جهان متصل به درگاه پرداخت آنلاین بانک ملت میباشد


up