خلاصه قسمت بیست و نهم سرزمین بادها | فروشگاه احمد شاپ


بنر احمد شاپ
پاپ اپ احمد شاپ
تبادل بنر احمد شاپ
بخش نرم افزار
بخش بازی
کسب درآمد قانونی نیاز جهان
برچسب های فروشگاه احمد شاپ
AhmadShop اخرین قسمت سریال امپراطور دریا امپراطور دریا قسمت 1 امپراطور دریا قسمت آخر تصویر و عکس خلاصه امپراطور بادها خلاصه امپراطور دریا خلاصه داستان پیرمرد و دریا خلاصه رمان دریا خلاصه سریال امپراطور بادها خلاصه سریال امپراطور دریا خلاصه سریال سرزمین بادها خلاصه سریال نقاش بادها خلاصه قسمت 25 سرزمین بادها خلاصه قسمت 28 سرزمین بادها خلاصه قسمت 51 امپراطور دریا خلاصه قسمت آخر سرزمین بادها خلاصه قسمت آخر سریال حریم سلطان خلاصه قسمت آخر سریال دیلا خانم خلاصه قسمت آخر سریال رازهای پنهان خلاصه قسمت آخر سریال روزگار تلخ خلاصه قسمت آخر سریال شمیم عشق خلاصه قسمت آخر سریال صحرا خلاصه قسمت آخر سریال عشق و جزا خلاصه قسمت آخر سریال عفت خلاصه قسمت آخر سریال مرحمت خلاصه قسمت آخر شمیم عشق خلاصه قسمت آخر عشق و جزا خلاصه قسمت آخر عمر گل لاله خلاصه قسمت اخر امپراطور بادها خلاصه قسمت اخر امپراطور دریا خلاصه قسمت اخر حریم سلطان خلاصه قسمت اول امپراطور بادها خلاصه قسمت اول امپراطور دریا خلاصه قسمت های امپراطور دریا خلاصه قسمت های سریال کوزی گونی خلاصه کتاب پیرمرد و دریا دانلود دزدان دریایی قسمت دوم دانلود قسمت اخر امپراطور بادها دانلود قسمت اخر امپراطور دریا سرزمین بادها قسمت آخر قسمت آخر امپراطور بادها قسمت آخر امپراطور دریا قسمت آخر سریال سرزمین بادها قسمت اول امپراطور دریا
جستجوی کالا در احمد شاپ
جستجوی کالا در گوگل
بنر نیاز جهان
کاربرحاضر
1 کاربر در حال خواندن این صفحه.
Users: 1 مهمان


خلاصه قسمت بیست و نهم(۲۹)سرزمین بادهاReviewed by نیاز جهان Www.NiazeJahan.Net on Nov 11Rating: 4.5خلاصه قسمت بیست و نهم(۲۹)سرزمین بادهاتو قسمت قبل دیدید که دوجین رهسپار شد تا شمشیر جومونگ ...
خلاصه قسمت بیست و نهم(۲۹)سرزمین بادها

خلاصه قسمت بیست و نهم(۲۹)سرزمین بادها

تو قسمت قبل دیدید که دوجین رهسپار شد تا شمشیر جومونگ رو برای تسو بیارهو موهیول تو راه براش تله گذاشت و شروع با جنگیدن با دوجین کرد و اکنون ادامه ی ماجرا…

موهیول تو مبارزه با دوجین برنده میشه اما مانگوانگیکی از افراد دوجین چوبالسو رو گروگان میگیره و دوجین و افرادش هم فرار میکنند و چوبالسو رو هم رها می کنند و موهیول میگه اگه می خوایم به هدفمونبرسیم نباید دنبالشون بریم و دیگه دوجین و افرادش رو تعقیب نمی کنند

موهیولپیش یوری میره و هائه اپ میگه ما اونا رو تو تله انداختیم و یوری بهموهیول میگه از حالا همه چیز دست تو هست و هر تصمیمی که می خوای بگیر وبهش میگه از حالا اداره ی کارهای نظامی دست توئه و باید کشور رو نجات بدی

یورییه جورایی موهیول رو شاه کشور میکنه و بعد شمشیر جومونگ رو بهش میده وهائه اپ هم بهش میگه باید اعتماد به نفس داشته باشی و کشور رو دوباره سر وسامان بدی

گویو و چوبالسو و ماهوانگ هم دارند در مورد پست مارشالیموهیول بحث می کنند و ماهوانگ میگه معنی این پست اینه که یوری کارهای کشوررو به موهیول سپرده و موهیول همه کاره است

مارو پیش موهیول میاد وبهش میگه معلوم نیست بانو یون کجاست و میگه با خدمتکارش از قصر بیرون رفتهبوده و تا الان برنگشته و موهیول هم با چند تا سرباز میره تا دنبالش بگرده

یونتو یه انبار زندانیه که حالش کمی بد میشه و می فهمه چه دسته گلی تو راهداره و موهیول ما می خواد بابا بشه که یی جی میاد و به یون میگه اگه میخوای زنده بمونی باید به بویو بری و به سربازاش دستور میده ببرنش

دارندیون رو می برند که موهیول سر میرسه اما جلوی دهن یون رو میگرند و موهیولهم از فاصله ی چند متریش رد میشه و یون برای اخرین بار موهیول رو توگوگوریو میبینه

دوجین پیش تسو میاد و میگه نتونستم شمشیر جومونگ روبراتون بیارم چون موهیول سر راهمون کمین کرده بود و تسو میگه بازم ازموهیول شکست خوردی و به رئیس بایگانی میگه باگیوک رو خبر کن تا برم وجولبون رو با خاک یکی کنم

مشاور باگیوک میگه تسو جلسه گذاشته ومیگه تا کی باید دستورات تسو رو گوش کنیم که باگیوک میگه فعلا سر به سرشنگذار و تسو تو جلسه میگه باید بریم جولبون و یوری و موهیول رو بکشیم ومیگه از حالا باید به حرفهام گوش بدین و خودم همه چی رو اداره میکنم

یکیاز رئیسها صداش رو بلند میکنه و میگه کشتن موهیول و یوری به امور داخلیگوگوریو ربط داره و به شما ربط نداره و دخالت نکنید که تسو با یک ضربهشمشیر می کشدش و میگه اگه کسی دیگه هم هست بیاد جلو

رئیسها دارندبه باگیوک غرولند می کنند که این هدف بزرگت بود و تسو الان همه کاره شدهکه باگیوک میگه همه چی رو به گردن میگیرم و به رئیسها میگه فقط صبر کنید وببینید با تسو چیکار می کنم

باگیوک دوجین رو احضار میکنه و بهدوجین میگه تسو داره چیکار میکنه و خودش هم میدونه اگه رئیسها مخالفشباشند ممکنه چه اتفاقی بیفته و به دوجین میگه که به خاطر اون شمشیر دارهاین کارها رو میکنه و میگه من دیگه به حرفهای اون گوش نمیدم

دوجینبه باگیوک میگه اگه می خوای زنده بمونی به حرفهای تسو گوش کن وگرنه تضمینینیست که زنده بمونی که باگیوک خون جلوی چشماش رو میگیره و مشاورش میگه اونبود که از ما استفاده کرد نه ما

یی جی یه کاسه نوشیدنی مقوی برایموهیول میاره و موهیول می خوره و مارو سر میرسه و میگه همه ی قلعه روگشتیم اما یون رو پیدا نکردیم و جسد خدمتکارش بیرون قلعه بود و یی جی همحرفهاشون رو میشنوه و پیش خودش نیش خند می زنه

موهیول به ماهوانگ میگه جسد خدمتکارش تو مسیر پایتخت پیدا شده و میگه یک نفر رو به پایتخت بفرست تا دنبالش بگرده

یون رو پیش تسو میارن و دوجین هم میاد پیش تسو و تسو بهش میگه ت چشماش فقط عشق به موهیوله و به دوجین میگه هنوزم دوستش داری؟

تسوبه یون میگه رابطه ی خویشاوندی تو و من دیگه تموم شده و میگه خیلی دوستدارم با دستای خودم تو رو بکشم ولی الان زندگیت دست دوجینه و اون هر کاریبخواد می تونه با تو بکنه

یون رو به اتاقش میبرند و همون لحظه غشمی کنند و دکتر بالای سرش میارن و دکتره به دوجین میگه یون حامله است کهدوجین شوکه میشه و ب دکتره میگه اگه کسی بفهمه با دستای خودم تکه تکه اتمی کنم و دوجین از خشم دندونهاش رو رو هم فشار میده

دوجین بالای سریون میره و بهش میگه تو خودت هم پزشکی و لابد میدونی چته و به یون میگهبچه ی موهیوله؟ که یون میگه آره و دوجین میگه باید زن من بشی و میگه اینبچه رو مثل بچه ی خودم بزرگ می کنم و میگه اگه به حرفم گوش نکنی نمی تونیاون بچه رو بزرگ کنی

یوری می خواد از قلعه ی جولبون بره و میگه میخوام لردهای کشورهای همسایه رو ببینم که موهیول میگه خطرناکه و یوری میگهباید ازشون بخوام کمکمون کنند و به سریو هم میگه مواظب موهیول باش و خودشبا رئیس محافظا و مشاورش و دو تا سرباز راهی میشه

یوری یه کله دارهمیره و تو بین راه استراحت نمیکنه و با اصرار مشاورش کنار یک رودخانه توقفمی کنند و یوری به غروب خورشید نگاه میکنه و به گذشته فکر میکنه

مشاوریوری و رئیس محافظاش میگن باید برای شب جایی رو پیدا کنیم که یوری میگهنمی خواد و باید ادامه بدهیم و میگه نتونستم زمینهای شاه قبلی رو حفظ کنمو زنده موندنم فایده ای ندارهو میگه اگه شده با دادن جونم زا موهیول حمایتکنم این کار رو می کنم

تسو ملکه رو دعوت میکنه و میگه هیچ مردی رو ندیدم که زنش رو رها کنه و فرار کنه و بهش میگه خودم ازت مراقبت می کنم

ملکهبهش میگه اگه می خوای بهم لطف کنی اجازه بده برم جولبون که تسو میگه میخوای بری پیش اون خنگ و میگه باید همین جا بمونی و بعد لیوان شرابش رو جلوملکه میگیره و ملکه هم براش شراب میریزه و بد جوری جلوی همه خوارش میکنه

ملکهکه از پیش تسو میاد به باگیوک میگه انقلاب کردی تا همه چیز رو دست تسوبدی؟ که باگوی میگه حرف دهنتو بفهم و برادر ملکه بهش میگه فعلا خفه شو

هائهاپ برای موهیول خبر میاره که تسو داره سربازاش رو میاره تا به جولبون حملهکنه و گویو میگه فعلا باگیوک و بقیه زیر دست اون هستند و مجبورند حرفهاشرو گوش کنند که موهیول میگه ماهوانگ رو بیاریدش اینجا

موهیول شمشیرجومونگ رو به ماهوانگ میده و میگه این شمشیر دست هر کسی باشه رئیسسرزمینهای شمالی است و موهیول به ماهوانگ میگه اینو به باگیوک بده وماجرای این شمشیر رو برای باگیوک بگو

هائه اپ میگه این کارتوناشتباهه و این شمشیر سمبل حراست از مردم و کشور است که موهیول میگه اینشمشیر رابطه ی بین باگیوک و تسو رو شکر اب میکنه و به ماهوانگ میگه هر طورشده کار کن حرفهات رو باور کنه

مردم دارند فرار می کنند و بهجولبون میرن که سربازا جلوشونو میگیرن و یکی از مردم میگه برای چی به حرفکسی که به کشور خودش خیانت کرده گوش بدم که سربازا همشون رو می کُشند

مشاورباگیوک براش خبر میاره که مردم دارند از گانگنا میرن و تازه کشورهایهمسایه سفیرهای ما رو از اونجا بیرون کردند و میگه یوری خودش از اونهاخواسته تا این کار رو بکنند

ماهوانگ پیش باگیوک میره و شمشیر روبهش میده و یه عالمه چاخان براش میکنه تا حرفهاش رو باور کنه و مشاورباگیوک میگه تسو این همه وقت دنبال این شمشیر بوده

باگیوک میگهحالا این شمشیر به چه دردی میخوره که ماهوانگ میگه یه ساحره پیشگویی کردههر کی این شمشیر رو داشته باشه می تونه به کشورهای شمالی حکومت کنه

ماهوانگ تو کارش وارده و یه جوری باگیوک رو تحریک میکنه و میگه تسو می خواد با این شمشیر رئیس سرزمینهای شمالی بشه

مشاورباگیوک بهش میگه مردم دارند از ما رو بر می گردونند و به باگیوک میگه بااین شمشیر می تونی رئیس سرزمینهای شمالی بشی و بهش میگه نباید این فرصت رواز دست بدی

رئیس بایگانی میگه سربازا دارند وارد گوگوریو میشن ورئیسها هم دارند سربازاشون رو اماده می کنند که تسو میگه هر کی دست دستکرد بکشینش

موهیول پیش ماهوانگ میره و میگه اوضاع رو به راه است ومیگه تسو یکی از رئیسها که مخالفش بود رو کُشت و الان بیشتر رئیسها مخالفباگیوک هستند

مارو از ماهوانگ می پرسه از یون خبری نداری کهماهوانگ میگه خدمتکارم دنبالشه و مارو میگه هر طور شده اونو پیداش کن چونموهیول خیلی نگرانه

موهیول به افرادش میگه باید تنهایی به دیدن چندتا از رئیسها برم تا اونا جرات مخالفت با باگیوک رو داشته باشند و به دیدنرئیس هوانا میره و بهش شمشیرش رو میده و میگه منو بکُش یا باهام متحد بشوکه رئیسه میگه اگه تو رو بکشم قدرت و ثروت بهم میدن که موهیول میگه فقطاون می تونه به تو قدرت و ثروت بده

هائه اپ و بقیه بیرون منتظرموهیول موندند که چوبالسو میگه کسی که یه بار خیانت کرده دوباره هم خیانتمی کنه که موهیول سالم بیرون میاد و میگه به زودی جنگ وحشتانکی در میگیره

رئیسهاجلسه گذشاتن و رئیس هوانا میگه بعد از جولبون حتما هدف تسو ما هستیم ومیگه باید اول ما بهش حمله کنیم و میگه اگه بیریو کمک کنه می تونیم شکستشبدیم که باگیوک میگه باشه و به رئیسها میگه اماده بشین

گویو برای موهیول خبر میاره که سربازای بیریو حرکتشون رو شروع کردند و موهیول هم از تصمیماتی که گرفته راضی میشه

دوجین سربازا رو میبینه و مانگوانگ بهش میگه سربازای بیریو هستند و دوجین کمی به تحرک سربازا شک میکنه

دوجینوارد قصر میشه و میبینه سربازای محافظ قصر از افراد باگیوک هستن و بهمانگوانگ میگه زود سایه سیاه ها رو احضار کن و ببین باگیوک کجاست

دوجینبه تسو میگه اوضاع مشکوکه و باگیوک داره کارهایی علیه شما انجام میده وتسو میگه اون تنهایی کاری نمی تونه بکنه و به دوجین میگه نگران نباش

باگیوکحمله به قصر رو شروع میکنه و به سربازاش میگه هر کسی بتونه سر تسو رو برامبیاره یه جایزه خوب بهش میدم و رئیس باگیانی میگه باگیوک دوباره شورش کردهو میگه باید فرار کنیم

دوجین به یون میگه برو مقبره و اونجا یهراهی برای فرار از قصر وجود داره و میگه وقتی بیرون رفتی برو بویو که دربین راه رفتن خدمتکار ماهوانگ یون رو میبینه

باگیوک و تسو رودر رومیشن و باگیوک میگه می دونی این چیه و میگه این شمشیر خدایانه که دست منهو میگه با این خونت رو میریزم و شاه سرزمینهای شمالی میشم و جنگ بین اون وسربازای تسو شروع میشه

دوجین هم وارد عمل میشه و به تسو میگه شمابرید و رئیس بایگانی به تسو میگه باید فرار کنیم که باگویک میگه نگذاریدتسو فرار کنه ولی دوجین جلوشونو میگیره

مارو برای یوری که یه لشکرتو راه داره خبر می بره که اتحاد باگیوک و تسو از بین رفته و تسو فرارکرده که یوری میگه باید لردهای بیشتری رو برای حمایت از موهیول جمع کنیم ومارو میگه موهیول گفته شما رو به جولبون برگردونیم و سریو به سربازا میگهباید اماده یه حمله وسیع بشیم و قسمت بیست و نهم همین جا تموم میشه

_________________
فروشگاه هاي زنجيره اي ايران سيستم روبوتيک – احمد شاپ – احمد هاست – المعين
Www.AhmadShop.ir
Www.NiazeJahan.Net

عضویت در خبرنامه


از این محصول 5,891 بازدید شده است.
این محصول در تاریــخ ۱۳۸۹/۸/۲۰ به فــروشگاه اضافــه شده است.
دسته بندی : سرزمین بادها

نــــــام
ایـمیـل
سایـت


برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

امروز : یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ | Today : Sunday 18 February 2018
فروشگاه نیاز جهان متصل به درگاه پرداخت آنلاین بانک ملت میباشد


up