خلاصه قسمت (44) امپراطور دریا | فروشگاه احمد شاپ


بخش نرم افزار
بخش بازی
کسب درآمد قانونی نیاز جهان
برچسب های فروشگاه احمد شاپ
AhmadShop اخرین قسمت سریال امپراطور دریا امپراطور دریا قسمت 1 امپراطور دریا قسمت آخر تصویر و عکس خلاصه امپراطور بادها خلاصه امپراطور دریا خلاصه داستان پیرمرد و دریا خلاصه رمان دریا خلاصه سریال امپراطور بادها خلاصه سریال امپراطور دریا خلاصه سریال سرزمین بادها خلاصه سریال نقاش بادها خلاصه قسمت 25 سرزمین بادها خلاصه قسمت 28 سرزمین بادها خلاصه قسمت 51 امپراطور دریا خلاصه قسمت آخر سرزمین بادها خلاصه قسمت آخر سریال حریم سلطان خلاصه قسمت آخر سریال دیلا خانم خلاصه قسمت آخر سریال رازهای پنهان خلاصه قسمت آخر سریال روزگار تلخ خلاصه قسمت آخر سریال شمیم عشق خلاصه قسمت آخر سریال صحرا خلاصه قسمت آخر سریال عشق و جزا خلاصه قسمت آخر سریال عفت خلاصه قسمت آخر سریال مرحمت خلاصه قسمت آخر شمیم عشق خلاصه قسمت آخر عشق و جزا خلاصه قسمت آخر عمر گل لاله خلاصه قسمت اخر امپراطور بادها خلاصه قسمت اخر امپراطور دریا خلاصه قسمت اخر حریم سلطان خلاصه قسمت اول امپراطور بادها خلاصه قسمت اول امپراطور دریا خلاصه قسمت های امپراطور دریا خلاصه قسمت های سریال کوزی گونی خلاصه کتاب پیرمرد و دریا دانلود دزدان دریایی قسمت دوم دانلود قسمت اخر امپراطور بادها دانلود قسمت اخر امپراطور دریا سرزمین بادها قسمت آخر قسمت آخر امپراطور بادها قسمت آخر امپراطور دریا قسمت آخر سریال سرزمین بادها قسمت اول امپراطور دریا
جستجوی کالا در احمد شاپ
جستجوی کالا در گوگل
بنر نیاز جهان
کاربرحاضر
1 کاربر در حال خواندن این صفحه.
Users: 1 مهمان


خلاصه قسمت چهل و چهارم (44) امپراطور دریاReviewed by نیاز جهان on Feb 14Rating: 1.0خلاصه قسمت چهل و چهارم (44) امپراطور دریاامپراطور که همراه با کیم یانگ و افراد دیگر در حال رفتن به شهر سلطنتی میباشد در نقشه ای گرفتار میشود یوم جانگ...
امپراطور که همراه با کیم یانگ و افراد دیگر در حال رفتن به شهر سلطنتی میباشد در نقشه ای گرفتار میشود یوم جانگ و افرادش برای بررسی وضعیت مشکوک سربازان گزارش شده که یک تله بود از جمع خارج میشود و این باعث میشود امپراطور و افرادش از نظر دفاعی ضعیف شوند در این حال افراد بانو جمی به دسته امپراطور حمله میکنند و افسر محافظان بانو جمی امپراطور را میکشدکیم یانگ با آنها مبارزه میکند ولی زخمی میشود ولی درست در وضعیتی که افسر محافظان قصد کشتن کیم ووجینگ را دارد گونگ بوک سر میرسد و با تیری افسر محاظفان بانو جمی را میزند که این باعث میشود او و افرادش سریعا فرار کنند. کیم میونگ نیز با استفاده از مرگ امپراطور وارد شهر سلطنتی میشود تا جای او را بگیرد

نشان امپراطوری در حمله به گروه امپراطور به دست افراد بانو جمی افتاده بود و با اسفاده از این نشان کیم میونگ به رویای امپراطوری فکر میکند او دستور بهافسر محافظان بانو جمی سریعا برای کشتن گونگ بوک و لرد کیم ووجینگ وارد عمل شود.کیم یانگ زخمی از حال میرود و یوم جانگ تصمیم میگیرد با استفاده از این وضعیت به شهر برود تا کیم میونگ را بکشد

بانو جمی با نقشه ای زیرکانه به کیم میونگ میگوید که باید امپراطوری را به باجناقش ! کیم جی یونگ بسپارند تا از این طریق از نظر عمومی برای آنها بد نباشد و از طرفی همه چیز زیر دست آنها باشد سربازان زیاد براید ستگیری گونگ بوک و کیم ووجینگ تمام شهر را محاصره میکنند گونگ بوک با شجاعت دستور میدهد تا به ولجو بروند تا با استفاده از یک کشتی چانگ هی از آنجا فرار کنند

یوم جانگ و افرادش که ابتدا برای کشتن بانو جمی رفته بودند در دامی گرفتار میشوند و یوم جانگ دستگیر میشود ولی بانو جمی او را نمیکشد و به او میگوید که فراموش کند که امروز جانش را به وی بخشیده است حال کیم ووجینگ بسیار خراب است گونگ بوک به پسر امپراطور اطمینان میدهد که کاملا در آنجا در امان خواهد بود

بانو جمی برای به اصطلاح اتمام حجت با گونگ بوک به چانگ هی میرود تا اگر نتوانست او را به اطاع در آورد و کیم ووجینگ را تحویل دهند افراد کیم میونگ به چانگ هی حمله کنند او به چانگ هی میرود و با گونگ بوک صحبت میکند اما موفق نمیشود او را راضی کند و گونگ بوک میگوید که آماده هر جنگی است

حال عمومی کیم ووجینگ بهتر میشود و او میتواند راه برود بانو جمی برای تحت فشار گذاشتن گونگ بوک به کیم میونگ میگوید که او باید نماینده ای به چین بفرستد تا دستور دهد تجارت بازرگانان چینی با چانگ هی متوقف شود کیم یانگ که فهمیده بود در آن وضعیت هیچ جایی بهتر از چانگ هی نیست که او از دست کیم میونگ در امان باشد با یوم جانگ وافرادش به چانگ هی میرود

دوستان گونگ بوک در جلسه ای سعی میکنند گونگ بوک را راضی کنند که یوم جانگ و افراد کیم یانگ را نپذیرد گونگ بوک سخت در فکر فرو میرود و دستور میدهد که یوم جانگ را بیاورند تا با او صحبت کند یوم جانگ از اینکه بمرور زمان خشمش را کاهش داده میگوید و اینکه دوست دارد زندگی کند گونگ بوک نیز سرانجام میگوید که اگر حتی روزی او طبق حرفی که قبلا زده بود خنجرش را در قلب او فرو کند باز به او اجازه خواهد داد که در چانگ هی بماند به این شکل گونگ بوک یوم جانگ و افرادش را برای جنگ در گروه خودش میپذیرد


عضویت در خبرنامه


از این محصول 1,735 بازدید شده است.
این محصول در تاریــخ ۱۳۸۸/۱۱/۲۵ به فــروشگاه اضافــه شده است.
دسته بندی : امپراطور دریا

نــــــام
ایـمیـل
سایـت


برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

امروز : یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ | Today : Sunday 27 May 2018
فروشگاه نیاز جهان متصل به درگاه پرداخت آنلاین بانک ملت میباشد


up