خلاصه قسمت بیست و دوم (22) مختارنامه | فروشگاه احمد شاپ


بنر احمد شاپ
پاپ اپ احمد شاپ
تبادل بنر احمد شاپ
بخش نرم افزار
بخش بازی
کسب درآمد قانونی نیاز جهان
برچسب های فروشگاه احمد شاپ
AhmadShop اخرین قسمت سریال امپراطور دریا امپراطور دریا قسمت 1 امپراطور دریا قسمت آخر تصویر و عکس خلاصه امپراطور بادها خلاصه امپراطور دریا خلاصه داستان پیرمرد و دریا خلاصه رمان دریا خلاصه سریال امپراطور بادها خلاصه سریال امپراطور دریا خلاصه سریال سرزمین بادها خلاصه سریال نقاش بادها خلاصه قسمت 25 سرزمین بادها خلاصه قسمت 28 سرزمین بادها خلاصه قسمت 51 امپراطور دریا خلاصه قسمت آخر سرزمین بادها خلاصه قسمت آخر سریال حریم سلطان خلاصه قسمت آخر سریال دیلا خانم خلاصه قسمت آخر سریال رازهای پنهان خلاصه قسمت آخر سریال روزگار تلخ خلاصه قسمت آخر سریال شمیم عشق خلاصه قسمت آخر سریال صحرا خلاصه قسمت آخر سریال عشق و جزا خلاصه قسمت آخر سریال عفت خلاصه قسمت آخر سریال مرحمت خلاصه قسمت آخر شمیم عشق خلاصه قسمت آخر عشق و جزا خلاصه قسمت آخر عمر گل لاله خلاصه قسمت اخر امپراطور بادها خلاصه قسمت اخر امپراطور دریا خلاصه قسمت اخر حریم سلطان خلاصه قسمت اول امپراطور بادها خلاصه قسمت اول امپراطور دریا خلاصه قسمت های امپراطور دریا خلاصه قسمت های سریال کوزی گونی خلاصه کتاب پیرمرد و دریا دانلود دزدان دریایی قسمت دوم دانلود قسمت اخر امپراطور بادها دانلود قسمت اخر امپراطور دریا سرزمین بادها قسمت آخر قسمت آخر امپراطور بادها قسمت آخر امپراطور دریا قسمت آخر سریال سرزمین بادها قسمت اول امپراطور دریا
جستجوی کالا در احمد شاپ
جستجوی کالا در گوگل
بنر نیاز جهان
کاربرحاضر
1 کاربر در حال خواندن این صفحه.
Users: 1 مهمان


خلاصه قسمت بیست و دوم (22) مختارنامهReviewed by مدیر فروشگاه on Mar 5Rating:

بن مطیع در کاخ با زبیریان نشست دارند، اُمویان، کسانی مانند شمر ، عمرسعد، شبث نیز در این مجلس حضور دارند، آنها قصد دارند از قیام مختار جلوگیری کنند، عمرسعد از مختار به شدت ترسیده و تدابیر بن مطیع را مسخره می کند و با پرخاش بن مطیع خود را از این ماجرا کنار کشیده و می رود. شبث از بن مطیع می خواهد که با عمرسعد مدارا کند زیرا به کمک او نیاز دارند…


کیان به دیدار مختار می آید و خبر از اتحاد اُمویان و زبیریان می دهد، مختار راجع به عمرسعد می پرسد کیان عنوان می کند که او خود را کنار کشیده است. سپس مختار ، کیان را به دنبال ابراهیم می فرستد.
شبث به دیدار عمرسعد آمده و می خواهد او را راضی کند تا در دفع شر مختار به آنها کمک کند. عمر عصبانی ست و می داند که آل زبیر قصد دارند از آنها سوء استفاده کنند، شبث معتقد است اتحاد با زبیریان بهتر از کشته شدن به دست مــختار است. شبث فکر می کند که نکند عمرسعد قصد دارد با مختار بیعت کند که عمرسعد به شدت انکار می کند،جاریه پنهانی به سخنان آنان گوش می دهد و فکری به ذهنش می رسد.کوفه توسط شرطه ها قرق شده، در خانۀ ابراهیم نیز رفت و آمد زیاد است، ابراهیم با عده ای از جوانان قبیله اش مشق جنگ می کند.

جاریه قصد دارد از خانه خارج شود تا به خانۀ مختار رفته و از او بخواهد که به آنان امان بدهد، پسرش بر مادرش شمشیر می کشد که اجازه ندارد در حالیکه کوفه قرق است از خانه خارج شود، جاریه از رفتار پسرش به شدت عصبانی شده او را کتک می زند، عمرسعد مداخله می کند و قصد دارد مانع رفتن جاریه شود امّا نمی تواند.

در معابر کوفه ابتدا شمر و سپس بن مضارب جلوی جاریه را می گیرد امّا با شناختن او راه را برایش باز می کنند. جاریه به خانۀ مختارمی رسد و نزد ناریه و عمره گریه و زاری می کند، در نهایت قرار می شود مادر مختار وساطت کند. مختار وقتی می فهمد به یک شرط قول امان به عمرسعد می دهد و آن این است که عمر باید متعهد شود که با زبیریان یا اُمویان علیه مختارکاری انجام ندهد، جاریه از مختار می خواهد که امان نامه را کتبی بنویسد، ناریه به جاریه توصیه می کند که به  این قضیه اصرار نکند زیرا ممکن است مختار از تصمیمی که گرفته منصرف شود. در آخر مختار به جاریه می گوید که خوش ندارد دیگر به خانه اش بیاید.

ابراهیم اشتر با شنیدن پیغام مختار تصمیم می گیرد شبانه با افرادش خود را به مختار برساند. در معبری بن مضارب و یارانش درحال گشت هستند، دو گروه بهم می رسند، بن مضارب قصد دارد ابراهیم را دستگیر کند، اباقطن قصد دارد وساطت کند تا درگیری بوجود نیاید که ابراهیم با پرتاب نیزه ای بن مضارب را می کشد. پسر بن مضارب در حالیکه عزادار است خبر را به بن مطیع می رساند، بن مطیع نگران می شود.
ابراهیم به نزد مختار آمده و با فهمیدن خبر مرگ بن مضارب قصد دارد قیام را علنی کند با آتش روشن کردن بر بامهای خانه ها در کوفه این کار را انجام می دهند. بن مطیع هراسان از سرو صداهای بلند شده از باروی کاخ به شهر می نگرد و از دیدن شعله های آتش به شدت ترسیده و حیران است.

مختار و ابراهیم و بن کامل منتظرند که کیان به همراه یاران ایرانی خود که حدود سه هزار نفر هستند به آنها برسد، ابراهیم به مختار از بابت دعوای عرب و عجم هشدار می دهد که ممکن است همین اتحاد با ایرانیان کوفیان را علیه مختار بشوراند. بن مطیع در مسجد کوفه سخنرانی می کند و قیام مختار را به همراه عده ای برده و مجوس بدعت خوانده و مردم را علیه مختار تحریک می کند.
مختار به همراه یارانش نماز می خوانند، عبیده به نماز نرسید. او به مختار خبرمی دهد که شبث و شمر با یارانشان بسیاری از معابر کوفه را قرق کرده اند و اینکه یاران عجم مختار را علم عثمان کرده تا کوفیان علیه مختار وارد جنگ شوند. شبث نیز در مسجد کوفه مستقر شده، هنگام صبح بن مطیع با وعدۀ منصب دوباره شمر را تشویق به جنگ می کند.

از سوی دیگر مختار برای یارانش سخنرانی می کند و امید را به لشکرش تزریق می کند، او لشکرش را درسه جناح متمرکز می کند و توصیه های جنگی را به افرادش می کند و قرار می شود سه گروه در جلوی کاخ کوفه به هم برسند.


عضویت در خبرنامه


از این محصول 1,437 بازدید شده است.
این محصول در تاریــخ ۱۳۸۹/۱۲/۱۴ به فــروشگاه اضافــه شده است.
دسته بندی : خلاصه سریال , مختارنامه

نــــــام
ایـمیـل
سایـت


برچسب ها :

امروز : شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ | Today : Saturday 16 December 2017
فروشگاه نیاز جهان متصل به درگاه پرداخت آنلاین بانک ملت میباشد


up