خانه / خلاصه سریال / مختارنامه

مختارنامه

خلاصه قسمتهای مختارنامه , دانلود مختارنامه

خلاصه قسمت بیست و سوم (۲3) مختارنامه

ابراهیم با قدرت هر چه تمام با آنها می جنگد. از طرفی برای شمر خبر شکست از ابراهیم و همچنین مرگ بن مضارب را می دهند، شمر عصبانی می شود،بن مطیع او را احضار می کندو شبث نیز حضور دارد بن مطیع با وعده و وعید از آنها می خواهد که با رشادت بجنگند. مختار، ابراهیم، بن انس از سه طرف وارد کوفه می شوند، مختار نگران تیراندازان است امّا کیان به مختار می گوید که بسیاری از آنان از نیروهای خودی هستند. ابراهیم نیز با گروه پسر بن مضارب مواجه می شود و در نبرد پسر بن مضارب را می کُشند، در جبهۀ دیگر بن انس با دشمنان درگیر شده، در کل اوضاع به نفع یاران مختار است. امّا در جبهه ای که بن اَنس مشغول است اوضاع وخیم می شود، یکی از یاران بن انس کشته می شود و آنها مجبور می شوند عقب نشینی کنند، چند نفر از آنها را نیز اسیر کرده به نزد شبث می آورند، شبث دستور کشتن آنها را می دهد .

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت بیست و دوم (22) مختارنامه

بن مطیع در کاخ با زبیریان نشست دارند، اُمویان، کسانی مانند شمر ، عمرسعد، شبث نیز در این مجلس حضور دارند، آنها قصد دارند از قیام مختار جلوگیری کنند، عمرسعد از مختار به شدت ترسیده و تدابیر بن مطیع را مسخره می کند و با پرخاش بن مطیع خود را …

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت بیست و یکم (21) مختارنامه

مختار در لفقاست در حالیکه بسیار کلافه و مضطرب است، عُمره دلیل نگرانیش را جویا می شود امّا مختار حوصلۀ بحث ندارد و با عُمره نیز دعوا می کند امّا بعد پشیمان می شود و به عُمره اعتراف می کند که می ترسد محمد بن حنفیه در دیدار با عبدالرحمان قیام مختار را تأیید نکند...

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت بیستم (20) مختارنامه

زائده پسر عموی مختار خبر شکست توابین در عین الورده را برای مختار می آورد. مختار از زائده می خواهد کمکش کند، او می خواهد نامه ای برای شوهر خواهر خود بنویسد و با شفاعت او از زندان زبیریان آزاد شود. تــوابین نیز شکست خورده باز می گردند و در …

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت نوزدهم (۱9) مختارنامه

جاسوسان بن یزید خبرها را برای او می آورند، بن یزید مطمئن است که تمام توابین کشته می شوند زیرا خیالش راحت است که مختار به کمک سلیمان نمیرود.سلیمان و یارانش به عین الورده می رسند و متوجه می شوند که لشکر شام هنوز نرسیده سلیمان تازه متوجه می شود …

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت هجدهم (18) مختارنامه

مختار وارد کوفه می شود یکی از دوستان قدیمی اش اسماعیل از او استقبال می کند، مختار از اسماعیل می خواهد که شب در خانه اش به دیدار مختار بیاید، سپس مختار به خانۀ عبیده (یکی دیگر از دوستانش) می آید، عبیده دست پاچه شده زیرا شرابخواری کرده و بسیار …

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت هفدهم(۱7) مختارنامه

مختار در بیابان به خیمۀ ویران دُلهم می رسد، در رویایش دُلهم را می بیند که از او ناراضی ست و اینکه در این سیر و سلوک هنوز به کمال نرسیده است، مختار به خود می آید، اسبش را می فرستد تا درتنهایی خودش بر شیطان درون خود غلبه کند. مختار در بیابان تنهاست، خسته و تشنه در خیالش کاروان امام حسین (ع) را می بیند، می خواهد خودش را به آنها برساند، هر چه می دود نمی رسد، ناگهان دُلهم را سوار بر اسبش می بیند به خود می آید، دُلهم غیب شده، اسبش در مقابل اوست، مختار می فهمد که سربلند از این آزمون الهی بیرون آمده و بخشیده شده . سوار بر اسبش می شود و به سمت کوفه می تازد.در لفقا، عُمره در مزرعه اش مشغول به کار است که ناگهان متوجه می شود دخترش (حُرّه) گم شده، زربی و عمره نگران به دنبال او هستند، عُمره ناگهان می بیند حُرّه در کنار مختار است، زربی با دیدن آنها خوشحال می شود. اهل لفقا به استقبال مختار می آیند، زربی، دُلدل را به مختار نشان می دهد، مختار با دیدن دُلُدل گویی دوباره زنده می شود، مختار از عُمره حال مادرش دومه را می پرسد دومه پیش اُم ثابت (ناریه) در کوفه است، عمره از مختار می خواهد زودتر به کوفه رفته و به خونخواهان حسین بپیوندد.کیان و بن کامل در لفقا بیرون خانۀ مختار به استقبال او آمده اند، با دیدن مختار خوشحال همدیگر را در آغوش می گیرند، مختار دیگر مختار سابق نیست و از لحاظ روحی بسیار پخته است، مختار در بارۀ عملکرد توابین جویا می شود، بن کامل می گوید که سلیمان می خواهد به زودی قیام کند، مختار قصد دارد سلیمان را یاری کند امّا کیان به مختار می گوید که سلیمان با سیاست مختار مخالف است و عقیده دارد مختار ادعای حکومت دارد. آنها از مختار می خواهند به کوفه بیاید و شخصاً با سلیمان صحبت کند و از دو دستگی و تفرقه بین شیعیان جلوگیری کند.

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت شانزدهم(16) مختارنامه

در کاخ زبیریان برای عبدالله خبر می آورند که مختار و مادرش در طائف نیستند عبدالله تازه فهمیده مختار از خیلی وقت پیش برای این روزها نقشه کشیده، سلیمان در کوفه از اینکه زبیریان با قاتلین حسین (ع) بیعت کرده به شدت خشمگین است بر منبر مسجد کوفه رفته و با مردم سخن می گوید. عبدالله مشاورش بن یزید و ابراهیم نوۀ طلحه را راهی کوفه می کند تا عامر را عزل کرده، مناصب را تقسیم کند و مجالی به مختار ندهد.

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت پانزدهم(15) مختارنامه

صبح است، کعبه خاموش شده، تعداد زیادی از سربازان سوخته و عده ای مشغول شیون و زاری اند، برخی از سربازان با ناباوری به کعبه چشم دوخته اند، مختار نیز در فکر فرو رفته است. خاشعه و عبدالله زبیر نیز از مرگ منذر و فجایع شب گذشته غمگین و متأثرند. …

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت چهاردهم(14) مختارنامه

نجده بن عامر وارد کاخ زبیریان شده و از دیدن تخت عجیب و غریب عبدالله و تخت گردانش حیرت کرده، مختار پس از آنکه او را دست انداخته تا تحقیرش کند و حسابی نجده بن عامر را عصبانی کرده قبول می کند با خوارج بیعت کند به شرط آنکه هر …

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت سیزدهم(13) مختارنامه

درد پای ابن زیاد خوب شده و او بسیار خوشحال است، عمرسعد به دیدار او آمده و خبر از فعالیت های توّابین به رهبری «سلیمان صرد خزاعی» را می دهد (آنها خود را تواب نامیده زیرا در واقعه کربلا غفلت و کم کاری کردند). همچنین خبر بیعت مختار با آل زبیر را می دهد. ابن زیاد تعجب می کند که مختار چطور حاضر شده با این کار محبوبیت خود را به خطر بیندازد، ابن زیاد نظرش این است که مختار با چنین شرطی که کرده با دستان خــود گور خودش را کنده است زیرا زبیریان بعد از آنکه از مختار بی نیاز شوند او را خواهند کشت، نگرانی بیشتر او توابین است نه مختار. حال آنکه عمرسعد بیشتر از مختار می ترسد.

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت دوازدهم(۱2) مختارنامه

مختار به دیدار خواهرش « صفیه» و شوهر خواهرش عبدالله می آید به پاس خدمتی که در حق او انجام داد یعنی آزاد شدن از چنگال ابن زیاد. پس از آن در کعبه طوری که کسی او را نشناسد عبادت می کند امّا بن مطیع که از دوستان قدیمی اوست …

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت یازدهم(11) مختارنامه

مختار در بیابان به راه خود ادامه می دهد که ناگهان به خیمه ای می رسد به گمان آنکه کسی در خیمه نیست قصد داخل شدن به خیمه را دارد که ناگهان زنی با خنجرش او را غافلگیر کرده و دستهایش را می بندد. مختار خود را معرفی می کند و اینکه قصد مزاحمت نداشته. زن او را می شناسد و دستهایش را باز می کند. او « دُلهَم» همسر « زهیر بن قین» ،یکی از شهدای کربلاست. مختار دلیل اینکه دُلهم چرا تنها در چنین بیابانی به سر می برد را جویا می شود. دُلهم نذر کرده تا خبر مرگ یزید را نشنود درصحرا بماند. سپس از اینکه چگونه همسرش به حسین پیوست را برای مختار تعریف می کند.

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت دهم(10) مختارنامه

مختار برای حمایت از مسلم با سپاهی عازم کوفه است که کیان خبر مرگ مسلم و شکست قیامش را به مختار می دهد، مختار آنچه را شنیده باور نمی کند، تنها بر لب شط می نشیند و در سکوتی که پر از کینه و غم و خشم است فرو می رود.

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت نهم(۹) مختارنامه

مسلم بن عقیل به همراه تعداد زیادی از یارانش راهی کاخ کوفه شده اند، شمر و بن حریث سراسیمه اند، بن حریث به سربازان دستور می دهد دروازه را به بندند، ابن زیاد از سر و صداهای آنها به شدت ترسیده، کاخ توسط مسلم و یارانش محاصره می شود؛ ابن زیاد تنها یک راه حل برایش باقی مانده است آن هم دل بستن به معجزه سکه و طلاست.

بیشتر بخوانید »