خلاصه قسمت پانزدهم (15) امپراطور دریا

حرفهای گونگ بوک باعث میشود که یوم مون از ناراحتی شراب زیادی بخورد و همین باعث میشود که از حالت عادی خارج شود.او شراب بیشتری در خواست میکند و از بانوی خدمتکار آنجا میخواهد که برای اولین بار سوهانگ را برای او بیاورد ولی جواب میشنود که سوهانگ با مهمان دیگری مشغول است.یوم مون از جا بلند میشود

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت چهاردهم (14) امپراطور دریا

حمله دزدان به کاروان تجارتی یوم مون با مهارت او خنثی میشود اما گروه تجاری آنها خسارت زیادی میبیند.از این طرف ارباب سول به گونگ بوک و میون میگوید که وظیفه آنها تنها حفظ امنیت کاروان نیست و آنها باید سریعترین راه برای رسیدن به مقصد را پیدا کنند.آنها باید پیدا کردن راه توسط ستاره ها را فرا بگیرند و میانبرهای کوهستانی را که راه را نزدیکتر میکند را یاد بگیرند

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت سیزدهم (13) امپراطور دریا

یوم مون جان گونگ بوک را نجات میدهد وجلوی حمله افرادی که به او حمله کرده بودند را میگیرد اما گونگ بوک بخاطر سم تیری که بهش خورده بود بیهوش شده بود.یوم مون طبیبی را به بالین او می آورد ولی فایده ای ندارد.یوم مون بوسیله ارباب جو بدنبال یک پزشک ماهر برای نجات او میرود و سرانجام او را لب ساحل پیدا میکند و البته با تهدید اورا مجبور میکند

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت یازدهم (11) امپراطور دریا

گونگ بوک در مبارزه پیروز میشود وبعد از آن بانو جمی بخاطر نگاه خشمگین گونگ بوک به خودش نگران میشود او با جانگ هوا صحبت میکند ومیگوید که همان موقع که آنها اسیر بودند باید آنها را میکشتند.از این طرف هم ارباب جو بمناسبت پیروزی گلادیاتورها جشنی برپا میکند

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت نهم (9) امپراطور دریا

اما بازرگانی که از این ببعد او را بیشتر خواهیم دید(ارباب جو) گونگ بوک و میون را میبیند که زیر خاکها مدفون شده اند وبه این شکل آنها از مرگ نجات پیدا میکنند ولی ارباب جو آنها را به همان محلی که فرار کرده بودند برمیگرداند.بازرگان بدنبال روسا همان کسی توسط گونگ بوک کشته شد آمده بود ولی فهمید که او کشته شده او بسراغ گونگ بوک و میون که تا گردن در خاک دفن شده بودند میرود

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت هشتم (8) امپراطور دریا

گونگ بوک و میون وارد قلعه ای میشوند و در آنجا بازرگانی با آنها صحبت میکند و از آنها کار کردن سخت میخواهد.مشکل آنها این است که زبان چینی بلد نیستند.گونگ بوک از فرط خستگی خواب جانگ هوا را میبیند ولی در خواب هم به او نمیرسد

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت هفتم (7) امپراطور دریا

جانگ هوا به پیش بانو جمی میرود و از او تشکر میکنذ که آنها را نکشته ومیگوید که از این ببعد با همه توانش در خدمت او خواهد بود.گونگ بوک ومیون را سوار بر کشتی میکنند تا به سمت چین ببرند.در کشتی آنها بوضع بسیار سختی غذا میخورند

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت ششم (6) امپراطور دریا

گونک بوک به جانگ هوا میگوید که چرا قبول کرده با آن شخص ازدواج کند.جانگ هوا در حالیکه رویش را از او برمیگرداند تا اشکهایش را نبیند به او گفت که بخاطر زندگی برادرش وهمچنین برگرداندن اعتبار خانوادگی خودش اینکار را انجام داده است.

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت پنجم (5) امپراطور دریا

نبرد بین یون جان و گونگ بوک آغاز میشود و بعد از مبارزه ای طولانی در قسمتی که شمشیر بین آندو قرار میگیرد افسر گارد محافظان میگوید که مبارزه کافیست.آنها را به اتاقی میبرند ولی گونگ بوک که با دیدن یون جان او را بخاطر آورده بود بدنبال او میرود .با حرف یون جان او متوجه حضورش میشود و آنها با هم از گذشته وحمله دزدان دریایی صحبت میکنند

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت چهارم (4) امپراطور دریا

و سرانجام مرحله کودکی ونوجوانی گونگ بوک ودوستش میگذرد و آنها با تمرینات همیشگی پای بر دوران جوانی خویش میگذارند.موچانگ هم طبق معمول تمام کارها را به گونگ بوک و میون میسپارد!در یکی از روزها موچانگ شمشیری واقعی وخوش دست به گونگ بوک میدهد و گونگ بوک هم برای اینکه …

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت سوم (3) امپراطور دریا

گونگ بوک متوجه میشود که دزدان دریایی بانو جانگ هوا را دستگیر کرده اند.او که نمیتواند اسارت او را تحمل کند تیر و کمانی را بر میدارد و به دنبال آنها میرود ودر فرصتی مناسب آنها را با تیر وکمان مورد هدف قرار میدهد وبه این شکل او را نجات میدهد.

بیشتر بخوانید »

خلاصه قسمت دوم (2) امپراطور دریا

پدر گونگ بوک او را از خواب آشفته ای که میبیند بیدار میکند و وقتی از او حالش را میپرسد وجوابی نمیبیند از دوست گونگ بوک میپرسد که او چش شده واو میگوید که گونگ بوک در حال تمرین شمشیر بازی میباشد این باعث نگرانی پدر گونگ بوک میشود که او قصد دارد که با آنها بجنگد بناربر این تصمیم میگیرد که گونگ بوک را از آن محل به جزیره ای دیگر بفرستد

بیشتر بخوانید »